ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم

یکی از انتقاداتی که همواره از سوی جامعه روشنفکری و به خصوص حقوقدانان این طایفه به نظام جمهوری اسلامی ایران وارد شده ناظر به موضوع ولایت مطلقه فقیه و اختیارات وی بوده است. آنان همواره نسبت به این موضوع که شخصی بتواند فراتر از پیش‌بینی‌های مصرح قانونی تصمیمی بگیرد با استناد به اصل حاکمیت قانون ایراد وارد کرده و آن را نوعی استبداد تلقی نموده‌اند. به عبارت دیگر این دسته از روشنفکران معتقدند که هر کسی باید در چارچوب اختیاراتی که قانونگذار برای وی تصریح نموده عمل کند و انجام اقدامی فراتر از آن مغایر با اصل حاکمیت قانون و نوعی دیکتاتوری است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 21:8 | لینک  | 

مطرح شدن مجدد «طرح جرم سیاسی» در مجلس شورای اسلامی، بحث‌های زیادی را برانگیخته است.

برخلاف آنچه احتمالا عوام از آن برداشت می‌کنند، این طرح به منظور حمایت از حقوق مجرمان سیاسی و در نظر گرفتن تسهیلاتی برای این دسته از مجرمین می‌باشد چرا که مطابق با اصل ۱۶۸ قانون اساسی، چند امتیاز بزرگ به مجرمین سیاسی اعطاء می‌شود؛ امتیازاتی از قبیل: علنی بودن رسیدگی به جرائم، حضور هیات منصفه و محاکمه در محاکم دادگستری. ضمن آنکه در ماده ۹ طرح پیشنهادی نمایندگان مجلس نیز حقوق دیگری از قبیل مجزا بودن محل نگهداری آنان از مجرمان عادی در مدت بازداشت، ممنوعیت وادار کردن به پوشیدن لباس زندانیان، ممنوعیت کار اجباری آنان و ممنوعیت دستبند زدن، پیش‌بینی شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 17:1 | لینک  | 

سال گذشته، قانون جدید دیوان عدالت اداری با عنوان «قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری» به تصویب رسید و مطابق با تصریح آخرین ماده آن، قانون قبلی دیوان عدالت اداری (مصوب ۱۳۸۵ مجلس شورای اسلامی) منسوخ اعلام شد.

یکی از تغییرات بزرگ قانون جدید نسبت به قانون قبلی، توسعه دایره نظارت هیات عمومی دیوان عدالت اداری بر مصوبات و مقررات سازمان‌‌های عمومی غیردولتی و حذف شورای عالی انقلاب فرهنگی از مستثنیات نظارت قضایی که در ماده ۱۹ قانون قبلی دیوان ذکر شده بود، می‌باشد. در بادی امر، خیلی از ناظران و کارشناسان، حذف و اضافه مذکور را دلیل قاطعی بر جواز نظارت دیوان عدالت اداری بر مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی قلمداد کرده‌اند و این گونه نتیجه گرفته‌اند که اکنون و با تصویب قانون جدید، هر کسی می‌تواند از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی به دیوان عدالت اداری شکایت کند و دیوان نیز با ملاحظه مصوبه مورد شکایت، قادر به ابطال یا ابرام آن مصوبه (ناظر به خلاف قانون بودن آن یا خارج از صلاحیت شورا بودن) می‌باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 14:49 | لینک  | 

عید غدیرسال دوم تحصیلم در دانشگاه امام صادق(ع) بود که توفیق بزرگی دست داد تا با سایر دانشجویان، اساتید و کارمندان دانشگاه به دیدار امام خامنه‌ای برویم. سه چیز در این دیدار، برایم لذت‌بخش و مایه افتخار بود؛ اول نفس این دیدار که به نظرم بی‌نظیر بود و حضرت آقا تاکنون از دانشجویان و اساتید و کارمندان هیچ دانشگاهی به صورت مستقل میزبانی نفرموده بودند. دوم تعریف و تمجیدهای ارزنده‌ای که امام خامنه‌ای از دانشگاه امام صادق(ع) داشتند و آن را «پدیده‌ی ممتاز» معرفی کردند و سوم نشاندن آیت الله مهدوی کنی(رئیس دانشگاه امام صادق(ع)) کنار خودشان روی سن حسینیه امام خمینی(ره) بود.

من گمان نمی‌کنم که حضرت آقا درباره هیچ کسی تا به حال چنین کاری کرده باشند و این اقدام ایشان بیانگر احترام فوق العاده ی معظم له به آیت الله مهدوی بود. احترامی که جلوه‌هایی از آن در پیام امروز امام امت در پی ارتحال آیت الله کاملا ظهور و بروز داشت. اما این احترام و جایگاه برای آیت الله مهدوی کنی فقط نزد حضرت آقا محفوظ نبود بلکه بیشتر اشخاصی که ایشان را می‌شناختند نیز همین احترام را برای آیت الله در دلهای خود احساس می کردند.

علت احترام زیادی که مردم برای این عالم بزرگوار قائل بودند در پیام امروز رهبری، مستتر است و آن اینکه علیرغم نقش بی بدیل او در دوران مبارزات انقلاب او هیچگاه به دنبال سهم‌خواهی و قبیله‌گرایی و جناح‌بازی نبود و هر کجا که احساس نیاز مبرم به حضور وی احساس می‌شد، او بی هیچ چشمداشتی برای خدمتگذاری آماده بود. ضمن آنکه دغدغه اصلی او نه پست و مقام و بر اریکه قدرت سیاسی نشاندن حزب و قبیله خود بلکه آموزش و پرورش دانشجویان صالح و در عین حال باسواد و متخصص از طریق تاسیس دانشگاه امام صادق(ع) بود؛ امری که خیلی از سیاستمداران بعد از کنار گذاشته شدن از سیاست (و البته برای حفظ حضور خود در سیاست با سوء استفاده از علم) به یاد آن می‌افتند و به همین خاطر است که انبوهی از دانشگاه‌های وابسته به این سیاستمدار و آن دولتمرد سابق صرفا تبدیل به تاسیسات بودجه خوار و بی مصرف شده‌اند اما آیت الله مهدوی کنی در همان ابتدا و در حالی که می‌توانست برای سالیان متمادی عالیترین پستهای سیاسی کشور را تجربه کند، ترجیح داد تا به جای رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس مجلس شدن، برای جوانان مومن و انقلابی کشور پدری کند.

جالب است که همین دربند سیاست و حزب بازی نبودن وی باعث می‌شد که نفاق و دورویی در وی دیده نشود و به همین اعتبار در موقعیتهای مختلف و نسبت به افراد گوناگون کاملا صریح و بدون تعارف موضع می‌گرفت و از هیچ‌کس واهمه‌ای نداشت.

سیاستمدارانی که از سیاست فقط انباشت قدرت و ثروت را آموخته‌اند هم می‌میرند اما فرقشان با سیاستمدارانی چون آیت الله مهدوی کنی که سیاست را در یاری انقلاب، نظام و رهبری می‌دید آن است که دعا و احترام امام و امت توشه آخرتشان نخواهد بود.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 13:59 | لینک  | 

نکته دیگر آنکه به خاطر تجمیع انتخابات‌های مجالس شورای اسلامی و خبرگان رهبری و نیز شوراهای اسلامی شهر و ریاست جمهوری که با مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام انجام گرفت و فاصله زمانی کوتاه میان راه‌یافتن نمایندگان به مجلس شورای اسلامی و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراها و لزوم استعفای برخی از مقامات جهت کاندیداتوری، شش ماه قبل از برگزاری انتخابات، عملا ماده ۴ قانون انتخابات در بازه‌های زمانی بسیار کوتاهی قابل اجرا است و اگر حوزه انتخابیه‌ای به هر دلیلی از داشتن نماینده محروم شود، بیشتر اوقات این محرومیت تا انتخابات بعدی ادامه خواهد یافت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 18:39 | لینک  |