X
تبلیغات
:: خاکریز ::
ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم

 
طی روزهای اخیر تمام افرادی که خود را در معرض کاندیداتوری ریاست جمهوری قرار داده اند به انتقاد از عملکرد دولت احمدی نژاد در زمینه های مختلف پرداخته اند.
هر چند بسیاری از این انتقادات حق است و جزء همان نقاط ضعفی محسوب می شود که امام خامنه ای در نوروز امسال به آن اشاره فرمودند اما در این میان، تعداد زیادی از انتقاداتی که وارد شده کاملا از مبنای گفتمانی خارج شده و قابل دفاع نمی باشد و البته اشتباهات فاحش و گفتار و کردارهای اخیر رییس جمهور هم باعث شده حتی دفاع از مواضع گفتمانی وی که بیشتر هم در دولت نهم ظهور و بروز پیدا کرد، دشوار شود.
یکی از انتقاداتی که تعداد قابل توجهی از کاندیداهای پرشمار کنونی به آن اشاره کرده اند، این سخن رییس جمهور بود که «قطعنامه های شورای امنیت کاغذ پاره ای بیش نیست»
قالیباف در این زمینه می گوید: « زمانی می گفتند تحریم ها کاغذ پاره اند و اکنون می گویند فلج کننده اند و عامل همه مشکلات اند. این عدم عقلانیت از کجا نشات می گیرند. نگاه عقلانی می گوید که تحریم ها نه کاغذ پاره اند و نه رفع آنها حلال همه مشکلات.»
پورمحمدی هم این طور در این باره ابراز نظر می کند: « آنهایی که می گفتند تحریم ها کاغذ پاره ای بیش نیستند امروزه همه چیز را گردن تحریم ها می اندازند. اگر که منافع ما در گفتگو و مناظره با کشورهای دیگر باشد این کار را با چانه زنی های دیپلماسی و هوشمند انجام می دهم و همچنین ما نباید می گذاشتیم این تحریم ها تشدید شوند و باید تدابیری برای مقابله با تحریم ها می اندیشدیم.»
حال سوال این جاست که آیا واقعا این حرف رییس جمهور غلط بود؟ به نظر می رسد در استدلالی که این دو نفر ارائه نمودند، به تفاوت معانی الفاظ توجه نشده و منشاء اشتباه بزرگی برای وی و سایرین شده است.
توضیح اینکه رییس جمهور در آن نطق معروف خود نگفت این قطعنامه ها حتی به اندازه یک کاغذ پاره "اثر" ندارد بلکه گفت قطعنامه های مذکور حتی به اندازه یک کاغذ پاره برای ما "ارزش" ندارد.
پر واضح است که دو واژه "اثر داشتن بر ما" و "ارزش داشتن برای ما"کاملا معانی متفاوتی را متبادر می کند. مثلا ممکن است برگ جریمه ناحقی که احیانا یک پلیس برای ما بنویسد هیچ ارزشی برای ما نداشته باشد اما مطمئنا تاثیر خود را به همراه خواهد داشت و این دو مفهوم منافاتی با هم ندارند.
مطمئنا ملت بزرگ و انقلابی ایران هم در این مسئله با رییس جمهور همصدا هستند و قطعنامه های شورای امنیت را بی ارزش تر از کاغذپاره می دانند و سول اینجا است که آیا آقایان قالیباف و پورمحمدی ارزشی برای قطعنامه های مذکور قائل هستند؟! ضمن آن که هر ام قمری می دانست که قطعنامه های شورای امنیت واجد اثر حقوقی خواهد بود و نتیجه ای که این دو نفر و افراد مشابه گرفته اند، شق القمر نبوده است.
اما ممکن است امثال این آقایان بگویند چرا چنین موضعگیریهای تندی می کنید و این کار صرفا هزینه زا و خلاف عقلانیت سیاسی است. پاسخ این است که شما عقلانیت سیاسی را در چه چیزی تعریف می کنید؟ آیا با زبان ملتها –و نه دیپلماتها- حرف زدن کاری خلاف عقلانیت است؟ اگر این طور باشد، شما این صحبتهای حضرت آقا را چگونه توجیه می کنید:
«رژيم صهيونيستی در قواره و اندازه‌ای نيست كه در صف دشمنان ملت ايران به چشم بيايد. گاهی سردمداران رژيم صهيونيستی، ما را تهديد هم ميكنند؛ تهديد به حمله‌ی نظامی ميكنند؛ اما به‌نظرم خودشان هم ميدانند، و اگر نميدانند، بدانند كه اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی«تل‌آويو» و «حيفا» را با خاك يكسان خواهد كرد. دولت انگليسِ خبيث هم با ملت ايران دشمنی ميكند؛ اين هم يكی از دشمنان سنتی و قديمی ملت ايران است؛ منتها دولت انگليس نقش مكمل آمريكا را در اين ميدان بازی ميكند. خود دولت انگليس استقلالی ندارد كه انسان او را يك دشمن مستقلی به حساب بياورد؛ دنباله‌روِ آمريكا است.»(فروردین92/حرم امام رضا(ع))
« يكى خوى توحش صهيونيستهاست كه اين را دنيا ديگر فهميد. دنيا بايد بفهمد. صهيونيستها ادعا ميكنند كه ما براى بازرسى يا براى اينكه بگوئيم به سمت غزه نيائيد، وارد كشتى‌هاى اينها شديم - كه البته مثل سگ دروغ ميگويند! براى حمله رفتند»(خرداد89/حرم امام خمینی(ره))
حالا آقایان قالیباف و پورمحمدی توضیح دهند که آیا این سخنان رهبری هم مصداق همان عدم عقلانیت سیاسی ادعایی آقایان است؟ آیا متر و معیار آنان درباره عقلانیت و اعتدال در این موارد به لکنت می افتد؟
واقعیت این است که شاقول و معیار امثال این افراد همان ملاکهای دیپلماتیک و تکنونکراتیک می باشد و در این گونه گفتمانها "دیپلماسی عمومی و ارتباط هرچه بیشتر با ملتها"، "پایداری مقابل ظلم و برخورد فعال –و نه منفعلانه- با دشمن" تعریف نشده است و دقیقا به همین مناسبت است که قالیباف اولویت خود را در سیاست خارجی "رقابت" با آمریکا و اروپا تعریف می کند و این در حالی است که امام حمینی(ره) آمریکا را شیطان بزرگ و امام خامنه ای او را دشمن درجه یک ملت ایران معرفی کردند و بدیهی است که انسان مسلمان با شیطان –آن هم شیطان اکبر- مبارزه و دشمنی می کند نه رقابت.
 
پی نوشت: ضمنا تاکنون کسی از مقامات و مسئولین داخلی تحریمها را فلج کننده نخوانده است و آقای قالیباف در مغالطه ای آشکار ادعای آمریکاییها را در کنار ادعای احمدی نژاد قرار داده و نتیجه دلخواهش یعنی همان اعتدال و عقلانیت سیاسی را گرفته است!
نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 14:47 | لینک  | 

سالهاست دلسوزان فرهنگی دارند داد می زنند که این برنامه نود و امثال آن چیزی نخواهد داشت جز یک مصیبت بزرگ فرهنگی و چنانچه رذایل اخلاقی که مدام در این برنامه به کار می رود تبدیل به هنجار شد، معلوم نیست دیگر کی بتوان از شر آن رهایی یافت. رذائلی چون مچ گیری، پرخاشگری، توهین، تمسخر شعائر دینی و ملی، قبح شکنی و ...

البته آقای ضرغامی نه تنها به این نصایح وقعی نگذاشت بلکه هر روز رانت بیشتری به این برنامه و عواملش هبه کرد به طوری که کار به آنجا رسیده که مجری-تهیه کننده این برنامه سر کم و زیاد شدن یک آیتم برنامه اش رسما مسئولان صدا و سیما را تهدید می کند و هیچ باکی از آن ندارد که وارد حوزه های سیاسی و اجتماعی هم شود و مسئولان نظام را هجو و تمسخر کند.

مجموع این قضایا باعث شده که برنامه نود و عواملش به یکی از محبوبترین برنامه ها و چهره های رادیو-تلویزیون ضدانقلاب تبدیل شود.

ضرغامی گوش نکرد و نکرد تا اینکه امروز حضرت آقا در دیدار با ورزشکاران در این باره نکات بسیار مهمی را گوشزد کردند.

ایشان با اظهار گلایه از تلاش برخی، برای تخریب فضای ورزشی کشور از طریق ترویج تهمت، دروغ، نزاع و تخریب افراد تأکید کردند: متأسفانه سهم رسانه های ورزشی در این کار خلاف کم نیست و من در این خصوص هشدار می دهم.

رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: برخی رسانه های ورزشی با بزرگنمایی موضوعات کوچک و ایجاد فضای دعوا، تلاش می کنند تا افراد مصاحبه کننده را به سمت حرف های تند و ناسزاگویی سوق دهند که این کار نادرستی است و باید نقطه مقابل آن در رسانه ها تقویت شود.

هر کس این فراز از صحبتهای امام امت را بخواند و غرض و مرضی هم نداشته باشد بر او واضح و مبرهن است که مهمترین مصداق این بیان حضرت آقا "برنامه نود" است. البته آقای ضرغامی مثل خیلی از دفعات قبلی می تواند این دفعه هم خودش را به خواب بزند و خود و فردوسی پور را مرجع ضمیری که آقا به آن اشاره کرد تلقی نکند و باز هم بیشتر و بیشتر به این نورچشمی امتیاز بدهد، اما تجربه نشان داده که همیشه تذکرات حضرت آقا نرم و آرام و در لفافه نیست.

مطالب مرتبط:

  • آیا فردوسی پور صرفا یک "معلول" است؟!
  • "دیروز، امروز، فردا" فدای یک تار موی عادل فردوسی پور
نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 18:38 | لینک  | 

نمی دانم می دانید یا نه اما قطعا اگر اطلاعات شما محدود به صدا و سیمای آقای ضرغامی است مطمئنا نمی دانید!!

منظورم حادثه شکستن خط لوله انتقال آب کوهرنگ به یزد در منطقه شرق اصفهان توسط عده ای از کشاورزان این خطه می باشد.

تعداد زیادی کشاورز که در اثر خشکسالیهای اخیر بسیار متضرر شده اند، ریختند و از بیش از ۲۰ نقطه خط لوله انتقال آب شرب یزد را شکستند و ایستگاههای پمپاژ را هم به آتش کشیدند.

مسئله، خیلی پیچیده نیست!

خشکسالی، اینقدر به کشاورزان -که بی تردید از نجیب ترین اقشار جامعه هستند- فشار آورده که آنها را به جایی می رساند که آب شرب مردم یک استان را قطع می کنند.

کار این کشاورزان البته اصلا قابل دفاع نیست و مطمئنا آنان کار خلاف قانون و شرع را مرتکب شده اند. ضمن آنکه اساسا آب شرب مردم یزد ارتباطی با حقابه کشاورزان شرق اصفهان ندارد و اطلاعات غلطی که به این کشاورزان داده شد، منجر به حادثه مذکور گردید.

اما این اقدام کشاورزان اصفهانی تلنگری بسیار جدی به مسئولان کشور است که موضوع "آب" را شوخی قلمداد نکنند. آب از جنس پراید و سکه و دلار و پراید نیست که مردم بتوانند آن را تحریم و یا نوسانات آن را تحمل کنند. آب مایه حیات است و به همین خاطر بسیار از استراتژیستها جنگ آینده بشریت را جنگ بر سر آب قلمداد کرده اند.

این صورت مسئله نشان می دهد که دولتمردان بایستی فکری اساسی به حال این حوزه کنند و این در حالی است که از ابتدا تاکنون، مدیریت قوی، علمی و منسجمی برای آب این کشور که در زمره مناطق خشک دنیا هم محسوب می شود، نشده است.

جالب است بدانید در حالیکه ایران کشور دچار خشکسالیهای متعدد است اما با این وجود اسراف آب شرب در آن بسیار بیشتر از دنیا و کشورهای اروپایی است.

در بسیاری از کشورهای اروپایی و حتی عربی، لوله کشی ها فقط آب غیرشرب را تامین می کنند و آب شرب آنان توسط منابعی که در هر خانه وجود دارد و دولت هر چند وقت یکبار آن را پر می کند تامین می شود و این در حالی است که بسیاری از این کشورها وضع و حجم آب آشامیدنی بسیار بهتر از ایران است.

همچنین در بسیاری از کشورها آسفالتهایی ایجاد شده که آب حاصل از نزولات جوی را به داخل زمین می کشد و سفره های زیرزمینی را غنا می بخشد درحالیکه در ایران آسفالتها به گونه ای ساخته می شود که آب در سطح آسفالت باقی می ماند و مجددا تبخیر شده و به هوا برمی گردد.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 20:52 | لینک  | 

کوچک زاده، بدون شک یکی از انقلابی ترین و آزاده ترین نمایندگان مجلس شورای اسلامی است و من با افتخار در این چند دوره اخیر به وی رای داده ام.

البته به لحن و ادبیات وی انتقاد دارم و معتقدم لحن تند سخنان وی باعث شده تا منطق حرفهای وی نزد مخاطب به شدت تحت الشعاع قرار گیرد و خناسان مجلس با سوء استفاده از این نقطه ضعف توانسته اند تا حدی وی را منزوی کنند و او را حداقل در سطح رسانه ها تندرو جلوه دهند.

اما با این حال، منطق قوی و انقلابی کوچک زاده خیلی ها را سوزانده است، حتی اگر وی تنهای تنهای تنها باشد و این باعث شده تا در خیلی از سایتها که حقیقتا به نظر من هم "هرزه نگار" هستند تا آنجا که می توانند نسبت به وی عقده گشایی کنند.

یکی از پیشروترین این سایتها، سایت پر سر و صدا اما کم مخاطبی به نام "انتخاب" است.

این سایت عکس زیر را با سوتیتر "كوچك‌زاده، برخي از خبرنگاران را «هرزه‌نگار» ناميد" منتشر کرده و سپس در کمال وقاحت هرچه در توان داشته در قالب کامنت توهین و فضیحت نثار وی کرده است:

بعضی از کامنتهایی که ذیل این مطلب آمده از این قرار است:

- واقعاً هم كوچك زاده هستند.

- کوچک بودن که نیاز به تخصص نداره یک شبه می توان به درجه عالی آن دست یافت

- دقیقا درست گفته چون درباره او می نگارند

- کوچک اف اسم صحیح ایشان است.

- اگر بزرگ زاده بود انقدر حرفهاي سطح پاييني نميزد....

- کوچک ، زاده است دیگه .......

- آقای کوچک اوف کارنامه خیلی درخشانی داره !!

- تحلیل ایشون میتونه درست باشه.
بالاخره خبرنگار یه چیزی می‌بینه که می‌نویسه ، یا ازش عکس می‌اندازه.
کار خبرنگار مشخصه.
باید دید اون چیزی که خبرنگار دیده چی بوده؟
هرزه ؟!!!!!

- بابا ولش کنید سرویسش کردید این کوچک زاده(کوچک اف) رو.

مطمئنا اگر این کامنتها در وصف یکی از برادران محترم لاریجانی نوشته شده بود، برخورد محکم و بی اغماضی با سایت انتخاب انجام می شد اما منتظر می مانیم تا ببینیم در قبال توهین هایی چنین بی شرمانه به آقای کوچک زاده هم چنین واکنشی از سوی قوه قضائیه صورت خواهد گرفت؟

دعا می کنیم...

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 17:5 | لینک  | 

خدا را صد هزار مرتبه شکر که جوایز اسکار به فیلمهای "آرگو" و "لینکن" و... رسید و خدا را هزاران هزار مرتبه شکر می کنم که اسکار فیلم آرگو در پدیده ای بی نظیر توسط خانم میشله اوباما (همسر رییس جمهور آمریکا) در ارتباط ویدئو کنفرانسی با کاخ سفید، اعلام شد.

اگر میلیاردها تومان می خواستیم هزینه کنیم تا به این روشنفکران وطنی و همچنین برخی اصولگراهای فرم زده ثابت کنیم اسکار "دولتی" است و دمش به دم صهیونیسم گره خورده به این زیبایی و شفافی نمی توانستیم.

حالا دیگر این مسئله برای همگان تثبیت شد که حداقل حداقل حداقل "اصل بر این است که اسکار سیاسی و وابسته به دولت آمریکا" است و این روشنفکرها و اسکارپرستان هستند که باید خلافش را ثابت کنند.

ضمنا حالا خیلی راحت می توانیم درباره اسکار فیلم "یک جدایی" صحبت کنیم...

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 18:51 | لینک  | 

امروز توفیقی دست داد تا سری به نمایشگاه رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی بزنم.

نمایشگاه به غایت خلوت بود. روبروی مصلی -محل برگزاری این نمایشگاه- نمایشگاه دیگری جهت عرضه محصولات غذایی مشغول به کار بود.

بر خلاف نمایشگاه رسانه های دیجیتال، در نمایشگاه مواد غذایی غلغله جمعیت بود. قیمتها بالا بود. ولی مردم می خریدند، حسابی هم می خریدند. در دستان اکثر آدم هایی که آنجا آمده بودند چندین کیسه پر از مواد غذایی بود. از مرغ و گوشت و برنج گرفته تا آجیل و شیرینی و ترشیجات و ... ضمنا از ظواهر هم پیدا بود که اکثر مراجعین به نمایشگاه مواد غذایی از اقشار با سطح مالی متوسط به پایین بودند.

در این شکی ندارم که طی روزهای اخیر، قدرت خرید مردم کم شد اما معادله این حضور پرشور! در بازار را نمی توانم برای خودم حل کنم.

در مترو شاهد آن بودم که ایستگاههای منتهی به بازارهای بزرگ مثل حسن آباد و ۱۵ خرداد و... جمعیت بسیار چشمگیر و غیرمنتظره ای حضور داشتند!

البته تردیدی ندارم که عامل اصلی این هجوم مردم به بازار "صدا و سیما" است.

صدا و سیما از سال ۸۸ به بعد، هر سال در ماه اسفند، همت ویژه ای می گذارد برای پررونق نشان دادن بازرها و در هر بخش خبری ۲ یا ۳ گزارش مفصل از بازارهای سراسر کشور پخش می کند. امتحانش مجانی است! کافی است یک بار در این روزها خبر ساعت ۱۴ یا ۲۱ شبکه یک یا خبر ۲۲:۳۰ شبکه دو را دنبال کنید.

محتوای همه این گزارش ها هم عبارت است از اینکه مردم امسال با شور و شوق بیشتری به بازار آمده اند و برای عید حسابی خرید می کنند و احیانا نقی هم به خاطر گرانی و عدم نظارت می زنند.

تکرار این گونه گزارشات باعث تصویر سازی کاذب در ذهن مخاطبان می شود و نوعی "نیاز کاذب" در او به وجود می آورد و به این ترتیب او به شدت تحریک می شود تا علیرغم ینکه قبل از آن گزارش، احساس نیاز نمی کرده است به بازار برود و چیزی بخرد.

در واقع تلویزیون نوعی عملیات تصویر پراکنی و ایجاد نیاز و به تبع آن مصرف گرایی را دستور کار یک خود قرار داده است و مردم را وادار می کند تا اندوخته های مالی خود را خرج خرید کالاهای مصرفی و اسرافکاری کنند و از آن سو با هجوم مردم و افزایش تقاضا، روند افزایشی قیمت سرعت می گیرد و این سیکل کاملا معیوب و خطرناکی است که چند سال است صدا و سیما آن را طراحی کرده و به آن دامن می زند.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 0:17 | لینک  | 

 

 

از چیزی که می ترسیدیم، سرمان آمد...

ولی...

ولی خیالی نیست.

بقای عمر سید علی باشد، ان شاء الله

 

 

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 22:37 | لینک  | 

سلوک علی مطهری در مواجهه با مسئله ولایت، "استثنائی" است!

منظورم این است که او حضور ولی فقیه را در مسائل کشور، محدود و مستثنی به احکام حکومتی می کند و مطلق افراد را همین که به احکام حکومتی رهبر گردن بگذارند، ولایتمدار تلقی می کند.

البته به نظر می رسد تلقی او از احکام حکومتی هم صرفا به آن دسته از اوامری از رهبری محدود می شود که به صورت عریان، سیاق امری داشته باشد و به این ترتیب مطابق با نظر وی، اکثر بیانات امام خامنه ای، نظرات شخصی ایشان تلقی شده و صرفا جنبه ارشادی پیدا می کنند.

مطابق با این نظر، مثلا وقتی حضرت آقا چندین بار توصیه می کنند مسئولان اختلاف را کنار بگذارند، لزومی در میان نیست تا این امر را عملیاتی کنیم اما اگر ایشان صراحتا فرمودند ای مجلس! طرح سوال از رییس جمهور را کنار بگذار؛ آن وقت علیرغم میلمان باید این کار را بکنیم. چون جنبه امری مسائل مصداقی معمولا برای همگان کاملا روشن و صریح است اما جنبه امری مسائل کلی و نوعی برای افراد نادان و مغرض مجمل و قابل تفسیر است.

حضرت آقا قبلا هم فرموده بودند که در سال پایانی دولتها استیضاح صورت نگیرد، اما با این وجود علی مطهری تمام همت خودش را برای استیضاح وزیر رفاه و کار می گذارد. حضرت آقا از اختلاف افکنی نهی می فرمایند اما با این وجود علی مطهری دو طرح سوال از رییس جمهور را - آن هم در شرایط حاد اقتصادی کشور- راهبری می کند. حضرت آقا امر نظارت بر نمایندگان را مستمرا توصیه می فرمایند، علی مطهری به شدت با طرح نظارت بر نمایندگان مخالفت می کند و حتی آن را به سخره می گیرد و...

این رویکرد به سخنان و گفتمان امامت امت، کاملا انحرافی است و کسانی که حلقه انحرافی گرد احمدی نژاد را مدام زیر ذره بین نقادی خود قرار می دهند -که کار بسیار درستی هم می کنند- نباید از این تفکر انحرافی بسیار خطرناک غافل بمانند.

تفکری که به نظر می رسد ریشه در افکار آقای پدرخوانده دارد و به نیابت از او و اعوانش در حال جولان دادن در سیاست کشور است. مگر نه این است که اصل بستر و بساط "یکشنبه سیاه" اخیر و یکشنبه سیاه اسبق(ماجرای وقف دانشگاه آزاد) توسط همین فرد و جریان شکل گرفت؟!

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 20:28 | لینک  | 

خداوند متعال انشا‌ءالله هرچه زودتر به حضرت آیت الله خوشوقت شفای عاجل عنایت فرماید.

تهران خراب شده پس از کوچ آیت الله مجتهدی و آقامجتبی هنوز کمر راست نکرده. مخصوصا اینکه نقطه اصلی تراکم سیاست بازان هم در تهران است.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 23:44 | لینک  | 

اخیرا حسین مظفر که به تازگی سمت سخنگویی قالیباف و حداد و ولایتی را برعهده گرفته مصاحبه ای کرده و گفته با آیت الله جنتی جلسات و دیدارهای منظم درباره انتخابات داشته است.

کاری به این سیستم چند به علاوه چند ندارم اما توصیه می کنم پای ۱۲ نفر عضو شورای نگهبان را در مسائل حزبی و رقابتهای انتخاباتی وارد نکنید.

چه لزومی دارد این ائتلاف سه نفره با حضرت آیت الله جنتی مذاکره کند و به این ترتیب بهانه به دست بدخواهان بدهد. بعید نیست که این کار هم خود نوعی "خیانت" محسوب شود. ضمن آنکه با شناختی که از دبیر شوری نگهبان دارم، بر آنم که خود آیت الله جنتی هم حرص و ولعی برای تاثیرگذاری در سازوکار این گونه محفل ها ندارند.

در دور قبل هم همین اشتباه، هزینه های زیادی را برای نظام ایجاد کرد به طوری که دکتر الهام در این باره رسما اعتراف نمود که اشتباه کرده است.

البته دوستان عادت دارند در این گونه مواقع شخصیت حقیقی و حقوقی افراد را از هم جدا کنند اما ناگفته پیداست که این گونه توجیهات صرفا نوعی ماستمالی قضیه محسوب می شود!

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 11:59 | لینک  | 

حتی او هم مردم ایران را درست نشناخته است.

امیدوارم او مستقیم یا غیر مستقیم وارد فضای انتخاباتی نشود اما اگر بخواهد "زنده باد بهار" و از این شعارهای مکش مرگ مایش را تا انتخابات ادامه دهد، پاسخ کوبنده ملت را دریافت خواهد کرد.

مردم ایران بارها نشان داده اند که بسیار پیچیده تر از این حرفها هستند که کسی بخواهد بعد از ۸ سال، نظر آنها را با فایل تصویری و زنده باد بهار و استقبال سفارشی و... مدیریت کند.

مردم ایران بارها نشان داده اند که هیچگاه اقبال به افرادی ندارند که خود را و امکانات ملت را برای فتح کرسی ها تجهیز کند. این فرد می خواهد قالیباف باشد، می خواهد هاشمی باشد، می خواهد احمدی نژاد باشد.

به نظرم علاوه بر شاخص هایی که در انتخاباتهای گذشته مردم با هدایت امام امت، پیش فرض ذهن خود ساخته اند -نظیر ولایتمداری، ساده زیستی، استکبار ستیزی، مردم دوستی- آنان در این دور شدیدا به دنبال وقار و متانت و دوراندیشی خواهند بود.

عقل و دل این ملت با مکنونات امامشان جوش خورده و این نکته ای است که خیلی ها نمی توانند آن را باور کنند و بر همین مبنا وارد کارزار می شوند و بعد هم سیلی محکم امت...

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 21:33 | لینک  | 

همین الان صرفا جهت اطلاع ۲۰:۳۰ این هفته با اجراء نجف زاده تمام شد.

در این برنامه استاندار تهران آقای "تمدن باستانی" خطاب می شود و صراحتا به وی توهین می کند.

چند وقت پیش هم همین بخش وزیر نیرو را به بدترین شکل مورد توهین و تمسخر قرار داده بود.

در بخش دیگری از این برنامه سخنان یکی از فرماندهان ناجا درباره اراذل و اوباش تقطیع شده و در نتیجه حرفهای وی نیز مورد تمسخر قرار می گیرد.

جالبتر آنکه این برنامه که بیشتر سوژه هایش مخاطب را می خنداند در شب رحلت پیامبر(ص) و شهادت امام حسن(ع) از سیمای آقای ضرغامی پخش شد.

صرفا جهت اطلاع مخصوصا از وقتی نجف زاده زمامش را در دست گرفته، بیشتر شکل هجو نامه ای به خود گرفته است که تعصب رییس به آن باعث شده تا حتی شب رحلت پیامبر(ص) هم رویکردش را متوقف نمی کند.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 21:5 | لینک  |