X
تبلیغات
:: خاکریز ::
ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم

دورادور پیگیر اخبار جشنواره فیلم فجر امسال بودم تا اینکه چند شب پیش خدا توفیق داد و من و تعدادی دیگر از دوستان توانستیم بلیط فیلم «شیار 143» در سینمای محل اکران فیلمهای جشنواره فجر در استان یزد را به دست آوریم و به اتفاق، این فیلم بسیار زیبا و پرشور را مشاهده کنیم.

وقتی فیلم تمام شد، اکثر قریب به اتفاق حاضران در سینما بلند آن را تشویق کردند و وقتی چراغ‌ها روشن شد معلوم بود که خیلی‌ها دارند اشکهایشان را پاک می‌کنند و برخی نیز حتی نمی‌توانستند از روی صندلیهایشان بلند شوند.

از سالن سینما که خارج شدیم یک لحظه به یادم آمد که روند جشنواره به گونه‌ای است که بعد از تماشای هر فیلم، مخاطبان می‌توانند سطح رضایت خود از آن فیلم را به صورت رای در صندوق‌ها بیاندازند. اما هر چه اطراف سینما تک یزد را گشتم، چنین صندوقی را نیافتم و وقتی سوال کردم، متوجه شدم که گویا در اکران فیلم‌ها در غیر از تهران، اصلا صندوق رای گیری وجود ندارد!

دقیقا فردای آن شب بود که از طریق رسانه‌ها متوجه شدم، فیلم شیار 143 توانسته بیشترین آرای مردمی‌و به تبع آن تنها سیمرغ بلورین مردمی ‌این جشنواره را از آن خود کند. از شنیدن این خبر، شگفت زده شدم و غربت و فلاکت سینماگران سکولاری که سر و صدای بسیار زیادی هم دارند مرا متعجب ساخت؛ چرا که این قشر مفلوک، حتی در بین «تهرانی‌های جشنواره فجر برو» هم محبوبیت ندارند!

به عبارت دیگر، شیار 143 در حالی بیشترین آراء مردمی ‌را کسب کرد که اولا شهرستانی‌ها نمی‌توانستند به این فیلم رای دهند و ثانیا افرادی هم که برای دنبال کردن جشنواره فجر در تهران به سینما می‌آیند، معمولا قشر خاصی را تشکیل می‌دهند که تلقی عموم آن است که این افراد به سینمای روشنفکری و غرب زده احساس نزدیکی بیشتری دارند و حال آنکه انتخاب اول همینان هم فیلم ارزشی و فوق‌العاده‌ای چون شیار 143 بود و این یعنی اوج انزوای جریان سینمایی غرب زده در کشورمان که با هو و جنجال همواره خواسته‌اند خود را محبوب القلوب مردم جا بزنند در حالیکه در همان طیف شمال شهری تهران هم جایگاهی ندارند!

البته این انتخاب تهران نشینان، پیام‌های دیگری از جمله به هیات داوران جشنواره امسال فیلم فجر نیز دارد که شرح آن را آگاهان می‌دانند.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 19:46 | لینک  | 

آمریکا و غرب به خوبی از نفرت جمهوری اسلامی ایران از رژیم صهیونیستی مطلعند و می دانند که سخنان مقامات اسرائیلی -از جمله نتانیاهو- در ایران به عنوان رادیکالی ترین اظهارات ضدایرانی شناخته شده و مردم ایران، معتقدند در کلام و منویات سردمداران رژیم صهیونیستی کوچکترین خیرخواهی برای مردم ایران وجود ندارد.

از پس از روی کار آمدن دولت جدید، نتانیاهو به شدت از نزدیک شدن ایران با غرب و مذاکره ایران و آمریکا انتقاد کرده و به طرز آشکاری به آمریکاییها تاخته است و از این مذاکرات و تعاملات به عنوان امتیازاتی یاد می کند که غرب به ایران می دهد.

در مذاکرات فعلی ایران و 1+5 نیز مجددا نتانیاهو فعال شده و در اظهارنظری بسیار غلوآمیز گفته: « من درک می‌کنم که ایرانی‌ها راضی در ژنو قدم می‌زنند. خب آن‌ها باید هم راضی باشند، چراکه آن‌ها همه‌چیز گرفتند و هیچ‌چیز ندادند. هرآنچه که می‌خواستند. آن‌ها کاهش تحریم‌ها را می‌خواستند، آن‌ هم بعد از آنکه سال‌هاست رژیم تحریم‌ها علیه‌شان اعمال می‌شود، آن‌ها به این خواسته دست یافتند. آن‌ها هیچ‌چیز ندادند، چراکه به هیچ وجه توان غنی‌سازی خود را کاهش نمی‌دهند. بنابراین، ایران معامله قرن را انجام داده و جامعه بین‌الملل معامله‌ای بد کرده است، این معامله‌ای بسیار بد است.»

مگر غرب به ایران چه چیزی داده که نتانیاهو اینقدر خود را ناراضی و خشمگین "نشان می دهد". به کار بردن عبارت بسیار سنگین و پرمعنایی مثل "معامله قرن" برای توافق ایران و 1+5 از سوی نخست وزیر رژیم صهیونیستی عجیب به نظر نمی رسد؟!

جالب است که همزمان با این صحبتهای نتانیاهو برخی از قلم به دستان مزدور و تبليغاتچى‌هاى مواجب‌بگير دشمن، مدام بر این مطلب تاکید می کنند که اسرائیل دارد کارشکنی می کند تا ایران و غرب نتوانند با هم مذاکره و به توافق برسند و مفهوم این حرف آن است که ایران و غرب در جبهه اعتدال دارند حرکت می کنند ولی تندروهایی مثل رژیم صهیونیستی و عربستان درصدد اخلال و کارشکنی هستند.

به نظر شما نتانیاهو در حال ابراز مواضع واقعی خود است یا دارد برای فریب و گمراه ساختن مردم و مسئولان ایران فیلم بازی می کند؟! به این معنی که آنان با اطلاع از نفرت ایرانیان از رژیم صهیونیستی و اینکه ایرانیها سخنان روسای این رژیم جعلی را معکوس می کنند، سناریوی موضعگیری صوری نتانیاهو علیه مذاکرات را چیده اند و آن را به نفع جمهوری اسلامی تعبیر می نمایند تا ایرانیان از عقب نشینی و امتیاز دادن، احساس سرخوردگی نکنند؟!

واقعیت آن است که هر چه قدر نتانیاهو خود را نسبت به توافق ایران را عصبانی تر و ناراضی تر نشان دهد، ایران به آن توافق به شکل خوشبینانه تری برخورد می کند و زمینه ها برای مقاومت و پایداری در برابر عقب نشینی در مقابل غرب در ایران کمتر و کمتر خواهد شد.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 19:4 | لینک  | 

*عباس آخوندی در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران درباره سرنوشت «مسکن مهر» اظهار کرد: مرتب از من درباره توقف مسکن مهر سوال می‌شود. این طرح طرح جالبی نبوده و بنابراین باید متوقف شود. وی گفت: اعتقادی به ادامه مسکن ویژه تهران و مسکن مهر ندارم.

نعمت‌زاده يكشنبه شب در انتهاي برنامه پايش در خصوص توقف طرح «شبنم» اظهار داشت: متأسفانه طرح شبنم در ماه هاي گذشته يک جواز رسمي براي قاچاق کالا بوده است و براساس گزارشات رسيده اين طرح، طرح موفقي نبوده است. 

نعمت زاده در خصوص متوقف کردن طرح ايران کد نيز گفت: «ايران کد» واقعا مشکل بزرگي را براي گمرکات ايجاد کرده و به همين خاطر در شرايط کنوني ما در حال جمع آوري ايران کد هستيم. 

محمد نهاوندیان، رئیس دفتر رئیس‌جمهور از پیشنهاد خود برای تغییر نام «سفرهای استانی» به نام پایش و پویش استانی خبر داد و گفت: استان‌ها با یک یا چند سفر آباد نمی‌شوند.

با تصویب هیئت وزیران، تصویب نامه موضوع طرح «مهرآفرین» و کلیه پیوست ها، اصلاحات و الحاقات بعدی آن لغو شد. 

معاون حقوقی رئیس‌جمهور گفت: مسائل فنی ، بار مالی، مغایرت با قانون و مسائل زیست محیطی سبب شد، 8 مصوبه از 10 مصوبه و لایحه دولت گذشته لغو شود.

وزیر نیرو: سدهای در دست مطالعه بر روی حوزه آبریز دریاچه ارومیه متوقف خواهد شد و احتمال این وجود دارد که سدهای در دست ساخت نیز متوقف شود و از سوی دیگر بر روی انتقال آب از حوزه‌های ارس، دریاچه خزر و سایر حوزه ها به دریاچه ارومیه در حال بررسی و مطالعه هستیم.


وزیر بهداشت دولت یازدهم عنوان داشته جلوی اجرای پزشک خانواده را در تهران می گیرد تا این برنامه دوباره بازبینی و اصلاح شود. در حقیقت جلوگیری از اجرا نمی شود بلکه جلوی توسعه برنامه گرفته می شود.

 دستور سرپرست وزارت علوم به رئیس سازمان امور دانشجویان برای توقف صدور احکام بورسیه جدید. توفیقی: تا اطلاع ثانوی از ایجاد هرگونه تعهد جدید، صدور ابلاغ بورس و اعلام موافقت با بورس افراد اکیداً خودداری شود

با دستور معاون‌اول رئیس‌جمهور اجرای «مصوبه افزایش مرخصی زایمان مادران» متوقف شد.

بیژن زنگنه، وزیر نفت: من به کار «صادرات گاز به پاکستان» اصلاً امیدوار نیستم و با این شرایط که پاکستانی‌ها می‌گویند بعید به نظر می‌رسد صادرات گاز به پاکستان رخ دهد.

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، در گفت‌وگویی با برنامه «این هفته» شبکه تلویزیونی ای‌بی‌سی در آمریکا، «هولوکاست» را نسل‌کشی و جنایت فجیع نامید. وی در پاسخ به توئیت دختر نانسی پلوسی، رییس سابق مجلس نمایندگان آمریکا، تاکید کرد آن مردی که در ایران هولوکاست را انکار می‌کرد رفته است.

وزیر نیرو در گفتگو با باشگاه خبرنگاران تاکید کرد: لغو «طرح انتقال آب دریای خزر به کوير» در صورت عارضه زيست‌ محيطي.

کنفرانس و «جشنواره افق نو» که قرار بود با رویکرد بیداری اسلامی و پشت پرده تبلیغات سینمای آمریکایی برگزار شود با تصمیم وزارت امور خارجه لغو شد. نادر طالب زاده دبیر جشنواره سینمایی افق نو و «هالیوودیسم» گفت: برگزاری این دو جشنواره به دلیل نامعلومی از سوی وزارت ارشاد متوقف شده است.

وزیر صنعت، معدن و تجارت گفت: در جلسه شب گذشته هیئت دولت تصمیم‌گیری شد واگذاری نمایشگاه بین‌المللی به صدا و سیما لغو شود.

با تصویب هیئت دولت، کلیه کارگروه ها، شوراها، کمیسیون ها و ستادهای تشکیل شده تا مردادماه 1392 لغو شدند.

مراسم استقبال و دیدار با سلطان قابوس در کاخ سعد آباد برگزار شد. این کاخ در زمان ریاست جمهوری احمدی‌نژاد که برنامه استقبال رسمی و دیدارها با مهمانان خارجی‌ اش را به مجموعه نهاد ریاست جمهوری در پاستور منتقل کرده بود، صرفاً به عنوان یک موزه کاربری داشت.

وزیر نیرو با بیان اینکه هم اکنون قیمت یک مترمکعب آب در ایران 1500 تومان است، از دستور ویژه رئیس جمهوری برای توقف سدسازی در حوزه آبریز دریاچه ارومیه خبر داد و اعلام کرد: مصوبه جنجالی دولت دهم برای ساخت یک پروژه ریلی با اعتبار کلان در دولت یازدهم لغو شد.

مرکز رسانه‌های دیجیتال با انتشار اطلاعیه‌ای از لغو برگزاری این نمایشگاه  پس از ۶ سال برگزاری منظم آن، خبر داد. 

جانشین معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس‌جمهور در بخشنامه جدیدی در راستای چابک‌سازی دولت ۱۲ بخشنامه دولت دهم را ملغی و پست‌ مشاوران جوان را حذف کرد.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 1:36 | لینک  | 

  • دکتر فرجی دانا در سال ۸۲ توسط خاتمی به عنوان جانشین دکتر معین که از وزارت علوم استعفا داده بود به مجلس معرفی شد. فضای این رای اعتماد بسیار تند بود و مقدار زیادی از وقت آن صرف حمله سنگین به شورای عالی انقلاب فرهنگی شد چرا که معین در اعتراض به عدم تایید لایحه ای که نتیجه اش کاهش اختیارات این شورا بود، استعفا داده بود. جالب است که در موافقت با فرجی دانا چهره هایی چون حجج اسلام و المسلمین ابوترابی و یثربی سخنرانی کردند! و افرادی مثل پیرموذن و قوامی و پورنجاتی مخالفت کردند. البته کولایی و وهابی هم در موافقت صحبت کردند. عاقبت، مجلس اصلاح طلب ششم به فرجی دانا رای نداد تا خاتمی چندی بعد، دکتر توفیقی را به جای او معرفی کند. در این مدت، سرپرستی وزارت علوم برعهده میلی منفرد بود. پس از رای عدم اعتماد مجلس غلامعلي حدادعادل رئيس فراكسيون اقليت مجلس درمورد رأي عدم اعتماد به فرجي دانا گفت: از فضاي مجلس اين گونه استنباط مي شد كه بعضي ها نگران از دست دادن دانشگاه ها به عنوان ابزار سياسي هستند. با انتخاب فرجي دانا دانشگاه از سياست زدگي خارج مي شد اما اين به منزله خارج شدن دانشگاه از سياست نبود. متن زیر، نطق تند و جنجالی احمد پور نجاتی علیه دکتر فرجی دانا در مجلس ششم است.
     

 «قال مولانا امير المؤمنين: انما يستدل على ادوار الدول به اربع تضييع الاصول و ترجيح الفروع و تقديم الاراذل و تأخير الافاضل»

بنظر بنده متأسفانه روند انتخابها در دولت روند مناسبى نيست و در اين سالهاى آخر فعاليت دولت هم گويى يك فضاى اسقاط تكليف حاكم است. يعنى وقتى ما نمى توانيم كسى را كه مى بايست براى انجام يك مسؤوليت، شرايط، ويژگيها و مختصات آن متناسب باشد، انتخاب كنيم، آنچه كه بقول خود آقايان خيرالموجودين مى دانيم انتخاب مى كنيم.

نكته اولى كه من دارم اين است (سؤال) كه آيا در مجموعه اى به وسعت مجموعه دانشگاههاى كشور كسى هم كه صلاحيتهاى علمى لازم را داشته باشد چون اينجا مدرسه نيست كه ما يك معلم تحصيلكرده معدل (4) از (4) بخواهيم، آن خوب است و اينجا دانشگاه است.

يكى از مهمترين حوزه هاى مديريتى دولت كه چالشهاى فراوان اين سالها در محيط دانشگاه شاهد مثال ماست مى تواند هر روز يك مشكلى را بوجود بياورد و اگر قرار باشد بجاى حل مسأله، صورت مسأله را پاك كنيم ... جناب آقاى خاتمى از قول رهبرى فرمودند كه خدا لعنت كند كسى كه محيط دانشگاه را غيرسياسى مى خواهد، پس بسم الله! كسى را انتخاب كنيد كه خط سابقه سياسى فعال در طول فعاليتهاى تحصيلى و غيرتحصيلى اش داشته باشد. كجاست؟ ما آدم حزبى نمى خواهيم، اما آدم پيچيده سياسى مى خواهيم.

با يكى از برادران كه در حوزه ديگرى در دانشگاه تهران مسؤوليت دارد يعنى در علوم پزشكى من صحبت مى كردم لب كلام را به من گفت (اسم نمى آورم) گفت آقا! قرار بر اين است كه يك شخصيت (يعنى خنثى) از نظر سياسى انتخاب شود كه مسايل حل شود، كدام مسايل حل شود؟ ما بايد مسأله را بشناسيم، براى مسأله راه حل پيدا كنيم. آقاى دكتر معين بتى نيست كه ما پاى او سينه بزنيم! اما اگر نمره (15) است وزيرى انتخاب كنيد كه (13) باشد! نه وزيرى كه از جهات مديريتى و سياسى و تدبير و پذيرش مقبوليت زير (10)! بنظر من در كارنامه مجلس اين انتخاب، انتخابى نيست كه با هيچكدام از انتخاب هاى وزراء قابل مقايسه باشد.

كارى ندارد آقا! چه عجله اى است؟ آقاى دكتر نيلى منفرد سرپرستى دارند مى كنند ... من اسم كسى را براى تأييد نمى خواهم بياورم، يك هفته، دوهفته، يكماه تحمل مى كردند. گويى يك سناريو آماده كه يكى استعفاء كند و ديگرى بيايد. اين چه برخوردى است؟ دلايل آن را بررسى كنيد؟ نسبتى را برقرار كنيد.

من در سوابق ايشان (آنهايى كه مى خواهند ارزشى تصميم بگيرند عرض مى كنم) نديدم آقا! سابقه قبل از انقلاب را نمى خواهم، شايد سن ايشان اقتضاء نمى كرده. اما بعد از انقلاب، در ريزنامه شان چيزى كه ارائه داده اند.

بنظر من اين مسؤوليت، مردى براى كار كارستان مى خواهد و اين بنظر من آسان گيرى دولت بوده. من از جناب آقاى خاتمى واقعاً گلايه دارم، ايشان خيلى تجليل كردند. ما در مراتب فضل، نمره، مسايل علمى ايشان هيچ بحثى نداريم، اما عرض مى كنيم اين فضايل براى اين مسؤوليت، فضيلت نيست، كم است، همان چيزى كه در اول عرايضم از مولا على ع براى شما خواندم.

مى گويد: «انما» حتماً نشانه انحطاط دولتها اين چهارتاست: افراد دون پايه را بجاى افراد بافضل تر ... بگذاريد. ما بحث اخلاقى نداريم. بنده خدمت آقاى فرجى دانا پشت سر ايشان هم نماز مى خوانم، بحث‏ موقعيت و شأن است «تقديم الاراذل و تأخيرالافاضل» اينكار را نكنيم «اين تذهبون» من به دولت عرض مى كنم، واقعاً كجا داريم مى رويم؟ دو روز اين دولت نبايد با هم مساوى باشد، كمااينكه دو روز يك مسلمان نبايد مساوى باشد. ما كه داريم پس مى رويم ظاهراً از آنطرف داريم مى رويم! پايان كار اين مجلس و دولت واقعاً بايد يك كارنامه قابل دفاعى باشد. من در مسايل شخصى وارد نمى شوم (نمى خواهم بشوم) مسايل كلى را دارم عرض مى كنم، مصداقى هم نمى خواهم وارد شوم.

به همين دليل عرض بنده اين است مجلس اگر به اين نحو و به تبع آنچه كه بيرون اتفاق افتاده يك وزيرى بخاطر پايمردى اش روى تصميم مجلس ... مگر آن قانونى كه ما تصويب كرديم مصوب اين مجلس نبود؟ بخاطر پايمردى اش روى مصوبه مجلس ناگزير شده كار را تحويل بدهد و رئيس دولت را هم قانع كرده. آخر همينطور بگذاريم قضيه تمام شود؟!

بنظر من اين مسايل ايجاب مى كند كه ما فرصتى فراهم كنيم، عجله نكنيم، اتفاقى نخواهد افتاد و من از محيط دانشگاهها اطلاع دارم، حقيقتاً بسيارى از دانشگاهى هاى دلسوز، انقلابى (نه آنهايى كه دنبال مسايل چنان و آنچنانى هستند) نه كسانى كه اصولگرا هستند، نگرانند و نگرانى آنها هم بنظر من نگرانى قابل قبولى است. به همين دليل بنده عرض مى كنم اين در تراز دولت جمهورى اسلامى ايران نيست. حالا دوستان مى گويند دولت اصلاحات، پيشكش!

اصلاحات كه بقول جناب آقاى كروبى ظاهراً در همين مجلس فقط محدوده آن هست. من دارم مى گويم در تراز دولت جمهورى اسلامى هم اين انتخاب و اين كار نيست. ايشان بعنوان رئيس دانشكده فنى سلّم الله، بعنوان رئيس دانشگاه تهران با تمام ان قلتهايى كه كم و بيش بوده، هنوز يكسال، ان شاء الله اميدواريم كه در آينده تجربه خوبى داشته باشيم. بنظر من دوستان نبايد تن به اين تصميم بدهند و من مدارك متعددى دارم و وارد جزئيات نمى خواهم بشوم، خداى ناكرده نمى خواهم شبهه ايجاد كنم. مسايلى هست كه يكمقدارى لااقل ايجاد سؤال مى كند، من نمى گويم قطعاً در اين چيزى كه نوشته شده، مقالات علمى كه در كجا هست، چنين است ... خوب، ما بعضى از اين موارد را بررسى كرديم يا اينكه تخلفات يا شبه تخلفاتى كه ممكن است انسان در دوره مسؤوليت داشته باشد، اينها ممكن است براى همه ما پيش بيايد، من به اينها استناد نمى كنم.

اما عرض مى كنم، امروز شما با اين تصميم تان درحقيقت يك ترازى را براى آنچه كه مجلس ششم در مورد يك وزير قبول دارد ارائه مى دهيد، رودربايستى هم نكنيد، ايكاش جناب آقاى خاتمى هم اينجا تشريف داشتند من در حضور ايشان اين را عرض مى كردم كه بدانند چشم در چشم احساس مى كنم كه اين به ضرر دولت، به ضرر نظام و به ضرر آموزش عالى كشور است،

يعنى واقع آن اين است. به همين دليل تصديع نمى دهم و بگونه اى هم صحبت كردم كه خداى ناكرده يكمقدار آزاردهنده بود عذر مى خواهم، اما تصور مى كنم و كسى را نمى بخشم اگر تصور بكند انگيزه اى بجز مصالح نظام و دولت در ذهن بنده است، واقعاً اين را نخواهم بخشيد. چون گاهى مسايلى مطرح مى شود، انسان واقعاً از دوستان تعجب مى كند. بنده نه با ايشان آشنايى نزديك داشتم، نه دوستى و نه دشمنى. عرض كردم بهرحال ما خانواده ايشان را از دور و نزديك مى شناسيم و اصلًا ما در اينجا بحث شخصى نداريم.

بنظر من عجله نكنيم و اجازه بدهيم ان شاء الله اين تصميم يك تصميم درستى باشد. من آن تعبير و (ببخشيد و عذر مى خواهم) آن روايتى را كه خواندم، عرض كردم «اراذل» مى دانيد «رذل» برخلاف مصطلحى كه در فارسى هست به معنى انسان بد نيست، يعنى به معنى انسان پايين، يعنى سطح پايين تر، در قبال «فضل» است، يعنى بحث خداى ناكرده اهانتى به كسى نباشد، ببخشيد عذر مى خواهم.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 0:52 | لینک  | 

1. تیمور علی عسگری(یکی از نزدیکترین چهره ها به هاشمی) در گفتگو با خراسان:

وقتي آقاي ولايتي با آقاي ناطق در اين باره مشورت کرد، آقاي ناطق در پاسخ گفته بود که مگر غير از اين است که بزرگان اصول گرا مي خواهند که جريان اصول گرا پيروز شود شما (ولايتي) بگويد من مشروط کنار مي روم آن هم به اين شرط که آقاي جليلي و من با هم کنار برويم.

هدف از بيان اين نکات اين است که پشت صحنه ماجرا از نظر تدبير سياسي، مديريت صحنه و شکل ميداني توسط آقاي ناطق انجام شد. ان شاءا... که ايشان راضي باشند اين نکات را مي گويم.


2. احمد پورنجاتی (نماینده دوم خردادی تهران مجلس ششم) در گفتگو با هفته نامه آسمان:

اینگونه نبود که بخشی از کاندیداهایی که در جبهه اصول گرا تعریف می‌شدند خود خواسته و اتفاقی مواضعی را بگیرند که نهایتا به سود کاندیدای پیروز باشد. تمام اینها با برنامه‌ریزی بود به این معنا که با تدبیر عقلانی همراه بود. به عنوان نمونه موضع‌گیری آقای ولایتی در مسائل سیاست خارجی و مواجهه ایشان با آقای جلیلی صرفا به خاطر خاستگاه شخصی ایشان نبود بلکه نتیجه تدبیر عقلانی بود که به شکل دقیقی اندیشیده شده بود. من این را با اطلاع می‌گویم و تحلیل نیست.


3. صادق زیباکلام در مقاله سایت انتخاب:

انتقاد ولایتی از عملكرد دكتر سعيد جليلي كارستان بود. دكتر علي‌اكبر ولايتي در مناظره ديروز آن شنل قهرماني را از شانه‌هاي جليلي براي نخستين‌بار كنار زد. او در كمتر از چند دقيقه بخش عمده‌يي از تبليغات آن چند ساله در مورد سعيد جليلي را به زير سوال برد. ولايتي نشان داد كه جليلي خيلي هم آن كوه استوار، آن اسطوره و اسوه شجاعت، شهامت، حكمت و تدبير كه اصولگرايان ظرف چند سال گذشته از وي ساخته و پرداخته‌اند نيست.


4. محسن رضایی در مناظره سوم:

وی پس از طرح انتقادات شدید محمد باقر قالیباف از علی اکبر ولایتی در خصوص نحوه دیپلماسی ایران در زمان تصدی ولایتی در وزارت خارجه گفت: یکی از جمع بندی های این مناظره این است که معلوم شد سه نفری که باهم ائتلاف داشتند، اختلافات جدی با یکدیگر دارند.


5. آیت الله یزدی در اطلاعیه ای رسمی:

جلسه اعضای جامعه مدرسین قم در روز شنبه 11/3/92 تشکیل شد که پس از بحث و تبادل نظر درباره نامزدهای ریاست‌جمهوری نظر اکثریت اعضاء به جناب آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی معطوف گردید.

آیت‌الله یزدی در اطلاعیه خود خاطرنشان کرد که این نظر مورد تأئید کتبی تعداد متنابهی از دیگر اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم قرار گرفته است.


6. علی‌اکبر ولایتی پس از پیشنهاد هاشمی رفسنجانی در حاشیه جلسه اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، مسئولیت مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام را پذیرفت و جانشین حسن روحانی شد.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 11:21 | لینک  | 

این روزها به وفور گزاره بازی "برد-برد" را در ادبیات دولتمردانمان درباره مذاکره با آمریکا و کشورهای اروپایی مشاهده می کنیم.

بدیهی است که بازی برد-برد در جایی معنا می یابد که تضاد و دشمنی بنیادینی در مبانی فکری و عملی دو طرف وجود نداشته باشد چرا که اگر پیروزی نهایی یک طرف بستگی به شکست طرف مقابل داشته باشد، دیگر بازی برد-برد معنا ندارد. مثل بازی والیبال.

همه ما می دانیم که بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) معتقد بودند بنیادین ترین خصومت بین ایران و آمریکا وجود دارد و به همین لحاظ رادیکال ترین تعریف ممکن را درباره آمریکا به کار بردند؛ «شیطان بزرگ»

امام خامنه ای(مد ظله) نیز در بیانات متعددی که داشته اند این نظر امام خمینی(ره) را تایید و امضاء نمودند:

«شيطانها و شيطان بزرگ - يعنى امريكا - به فكر ضربه زدن به اسلام و مسلمينند.»(69/5/29)

««شيطان بزرگ»، لقب بالاستحقاق نظامِ امريكاست!»(75/7/18)

«ملت ايران و نظام مقدّس جمهورى اسلامى، با موضعگيرى خود در مقابل امريكا، از اوّل انقلاب تا امروز نشان داده است كه امريكا را خوب مى‌شناسد؛ چهره شيطنت‌بار مستكبران حاكم بر كشور امريكا را خوب شناخته و خوب تشخيص داده است. حقيقتاً آن‌طور كه امام فرمود: «امريكا شيطان بزرگ است»(76/11/28)

«اين را همه‌ى قدرتمداران و مستكبران عالم - بخصوص شيطان بزرگ، امريكا - بدانند؛ ملت ايران به هيچ قدرتى باج نخواهد داد. مسؤولان كشور حق ندارند از حقوق ملت صرف‌نظر كنند.» (84/12/5)

«امپراتورى نظامى و مالى و تبليغاتى و سياسى مسلط بر دنيا - يعنى شيطان بزرگ، آمريكا - با همه‌ى توان، با همه‌ى آنچه كه در چنته داشت، به ميدان نظام جمهورى اسلامى آمد»(90/3/10)

«ببينيد وضعيّت امام را، زندگى امام را، شعارهاى امام را؛ امام بزرگوار همان كسى است كه ... در قبال شرارتهاى قدرت مستكبر و مداخله‌گر آمريكا هيچ تقيّه‌اى و ملاحظه‌اى نكرد؛ اينكه آمريكا شيطان بزرگ است، اين حرف امام است... اين ايستادگيها بود كه پايه‌ى اين نظام را مستحكم كرد.  آن كسانى كه اين راه را نشناختند و در كشورهاى خودشان جور ديگرى عمل كردند، براى اينكه دل مستكبرين را به‌دست بياورند از اصول خودشان گذشتند و شعارهاى اساسى خودشان را فراموش كردند، ملاحظه ميكنيد كه به چه روزى افتادند؛ آنها كسانى هستند كه اگر چنانچه در مصر شعار مبارزه‌ى با اسرائيل وجود ميداشت، اگر در مقابل وعده‌هاى آمريكا و عوامل آمريكا كوتاه نمى‌آمدند، اين‌جور معلوم نبود بشود، يعنى قطعاً اين‌جور نميشد كه ديكتاتور سى ساله‌ى ذليل‌كننده‌ى ملّت مصر از زندان آزاد بشود و آن كسانى كه با رأى مردم انتخاب شده بودند، احتمال محكوميّت به اعدام درباره‌ى آنان برود؛ اصلاً چنين چيزى ممكن نبود پيش بيايد.»(92/6/14)

به کار بردن تعبیر شیطان بزرگ از سوی امام خمینی(ره) و امام خامنه ای(مدظله) درباره راس قدرت سیاسی و اقتصادی جهان به این معنی است که برد او باخت ما و باخت او برد ماست. دلیل محکم دیگری که در این باره می توان آورد جمله معروف امام خمینی(ره) درباره گرگ و میش بودن رابطه ما با آمریکا است.

با این اوصاف آیا فرضی متصور است که مطابق با آن هم ما برنده باشیم و به اهدافمان رسیده باشیم و هم آمریکا و غرب؟! تصور چنین فرضی به منزله تصور پیروزی هر دو تیم در یک بازی والیبال است!

بنابراین راهی نیست جز اینکه یکی از دو طرف از اصول خود کوتاه بیاید و به نظر می رسد این همان نکته ای است که دیپلماتهای دولت یازدهم از آن غافلند و در خوشبینانه ترین فرض، آنان تصور می کنند که مشکلات ما با دنیا سوء تفاهمی بیش نبوده که همگی به خاطر ماجراجویی های دولت قبل اتفاق افتاده و حالا با اقداماتی چون دیپلماسی لبخند، تایید هولوکاست، برچیدن تابلوهای «صداقت آمریکایی»، حذف شعار «مرگ بر آمریکا»، بدگویی از دولت سابق و... این سوء تفاهمات برطرف می شود و برد دو طرف محقق می شود.

البته فرض بدبینانه ای هم قابل تصور است و آن اینکه این دولت هم نیک می داند که بازی برد-برد، توهمی بیش نیست و در صورت پایداری بر اصول، ناگزیر، یک طرف ماجرا باید شکست را پذیرا شود و از آنجا شاید آمریکا را ابرقدرتی مهارنشدنی تلقی نمایند، ترجیح را به عقب نشینی ایران بدهند تا از خسارات شکست توهمی از آمریکا خلاصی یابند و از آن سو از مزایای مُسَکِّن های آب نباتی غرب استفاده نمایند. قرائنی که در تایید این فرض وجود دارد نیز اصرار دولتمردان دولت امید و تدبیر به القای ناامیدی، خزانه خالی، کسری بودجه شدید، سیاه نمایی و بزرگنمایی آثار تحریم و... می باشد که احتمالا مصرف آنها جهت قبولاندن هر چه آسان تر جام زهر ب مردم و رهبری می باشد.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 14:2 | لینک  | 

شاید پربیراه نگفته نباشیم اگر مدعی شویم ملت ایران سختترین روزهای اقتصادی و معیشتی خود طی 10-12 سال اخیر را در دو سال پایانی دولت احمدی نژاد سپری کرد. اما نکته جالب آنجاست که اتفاقا مصادف با همین دو سال پرمشقت، بیشترین حاشیه سازی ها توسط دکتر احمدی نژاد و حلقه اطرافش ایجاد شد.

مردم ایران طی سالهای جنگ و دوران سازندگی سختی و مشقت اقتصادی فراوانی را متحمل شده بودند اما دیگر علاوه بر این سختی ها نظاره گر جار و جنجال ها و حاشیه سازی های هر روزه مسئولانشان نبودند و یا اگر دعوا و کشمکشی هم بود، مردم از آن خبردار نمی شدند.

به نظر می رسد همزمان شدن این دو اتفاق، رمز موفقیت حسن روحانی در انتخابات اخیر بود چرا که مردم می دیدند در حالیکه ارزاقشان به صورت تصاعدی در حال گران شدن است و ارزش پولهایشان روز به روز کمتر می شود، به عوض دو چندان شدن همت مسئولان برای تدبیر امور اقتصادی،  رییس جمهور و رییس مجلسشان در مجلس با هم جدال لفظی می کنند و احمدی نژاد، فایل صوتی بی ربطی را رو می کند. از آن سو قرص و محکم پشت سر عناصر مسئله دار می ایستد و حتی در اقدامی بی سابقه دست پرحاشیه ترین فرد حلقه اطرافش را می گیرد و به وزارت کشور می برد و برای انتخابات ریاست جمهوری از او حمایت می کند!

مردم این حاشیه سازی های مکرر را دیدند و تعداد قابل توجهی از آنها نسبت به احمدی نژاد و هر آنچه رنگ و بوی او را بدهد نفرت پیدا کردند و جبهه طرفدار روحانی و عارف و برخی از کاندیداهای اصولگرا در ائتلافی نانوشته تمام همت خود را به کار بستند تا جلیلی را احمدی نژادی دیگر معرفی کنند و از این رهگذر به قول سعید حجاریان –تدلیس سیستماتیک!- کنند و اتفاقا همین عامل باعث شد تا در بسیاری از مردم نسبت به جلیلی ترس و واهمه ایجاد شود و در این فضا آنان به مخالف ترین فرد نسبت به وی روی آورند.

بنابراین عامل رای آوری حسن روحانی نه حمایت هاشمی و خاتمی از وی، نه تفرق اصولگرایان و نه گفتمان ایجابی –تدبیر و اعتدال- بود چرا که همین الان هم بسیاری از افرادی که به حسن روحانی رای داده اند هنوز او را درست نمی شناسند و به عبارت دیگر آنها در انتخابات اخیر، نیک می دانستند که چه نمی خواهند.

اما علیرغم این مسائل، متاسفانه شاهد آن هستیم که اعضای دولت یازدهم و طرفداران آن پیام های غیرواقعی متعددی را به انتخاب مردم در انتخابات اخیر می چسبانند و از این آب گل آلود، ماهی مراد خویش را صید می کنند.

مثلا تاکید می کنند که

رای مردم در 24 خرداد، نه به قهر با آمریکا بود.

رای مردم در انتخابات یازدهم، نه به ژنرال کشی بود.

رای مردم در این انتخابات نه به ساده زیستی مسئولان بود.

رای مردم نه به تداوم تحریم ها بود.

رای مردم نه به مدیریت مردمی و غیرمدرن بود.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 0:43 | لینک  | 

آقای مفتح!

نشستن شما بر کرسی نمایندگی مجلس نمی ارزید که هم ریاست شورا از شخصیتی مثل چمران گرفته شود و به فردی مثل مسجد جامعی داده شود.

خدا کند این استعفای شما از شورا و جایگزین شدن یک اصلاح طلب طلب به جای شما به قیمت شهردار شدن "محسن هاشمی" نیانجامد که آن وقت اشتباه شما تاریخی خواهد شد.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 12:2 | لینک  | 

حسین شریعتمداری و روزنامه کیهان در دوران ترکتازی دوم خردادی ها تکیه گاه محکم انقلابی ها و مستضعفین بود و بچه حزب الهی ها وقتی هنجارشکنی های مدام دولتی ها و نوچه هایشان را می دیدند و نمی توانستند کاری کنند به کلمات سرشار از منطق و پرشور حسین شریعتمداری پناه می آوردند و اتفاقا مقالات مدیر مسئول کیهان مرهم بسیار خوبی بود بر سوزجگر دل سوختگان امام و انقلاب.

در دوران احمدی نژاد تعداد رسانه های ارزشی -چه در عرصه مجازی و چه در مکتوب- از انگشتان یک دست فراتر رفت و حالا بار حمایت از گفتمان انقلاب اسلامی فقط بر دوش کیهان نبود و اتفاقا در بعضی موارد روزنامه کیهان در تحلیل مسائل از رسانه های دیگر ارزشی عقب می افتاد که البته به خاطر اخلاص ستودنی آقای شریعتمداری این نقیصه فورا جبران یا کمرنگ می شد.

اما غرض از نوشتن این مطلب یا به قول آقای شریعتمداری -وجیزه- آن بود که امروز که متن "گفت و شنود" روزنامه کیهان را خواندم بسیار متاسف شدم. می دانید که این ستون را مدیر مسئول کیهان شخصا می نویسد. آقای شریعتمداری نوشته بود:

گفت: چه خبر؟!

گفتم: شخصی به نام «محمود سریع‌القلم» در مصاحبه با یک ماهنامه وابسته به جبهه اصلاحات گفته است «باید همه خوشحال باشیم که بالاخره بعد از یک و نیم قرن افراط و تفریط، ما ایرانیان به کانونی تحت عنوان «اعتدال‌گرایی» رسیده‌ایم»!

گفت: یعنی پیروزی انقلاب اسلامی و همه سال‌های حماسی پس از آن از نوع افراط و تفریط بوده است؟! اصلاً این یارو کی هست؟!

گفتم: اختیار دارید! این حرف‌ها چیه؟! ایشان با حکم آقای روحانی به عنوان مشاور ویژه رئیس جمهور انتخاب شده است!

گفت: آقای روحانی که خودش را فرزند انقلاب می‌داند، چرا این آدم بی‌سواد و دم دستی را، آنهم به عنوان مشاور ویژه خود انتخاب کرده است؟!

گفتم: چه عرض کنم؟! از آدم بی‌سوادی پرسیدند کجا مشغولی؟ گفت؛ در شرکت کامپیوتری و شبکه اینترنتی «اَپل» کار می‌کنم! گفتند، تو که سواد معمولی نداری چطور آنجا استخدام شده‌ای؟! و یارو گفت؛ کار من نیازی به سواد ندارد، من فقط سیب‌ها را گاز می‌زنم!

من با گفتمان و تفکرات سریع القلم و امثال وی مبنائا مشکل دارم و حرفها و مکنونات آنان را به هیچ وجه قبول ندارم. اما هر طور که پیش خودم حساب می کنم می بینم آقای شریعتمداری در مطلبشان اخلاق و ادب را مراعات نفرموده اند. این که در یک روزنامه رسمی و پسابقه کشور به یک استاد دانشگاه که اتفاقا در طراز علمی بالایی قرار دارد بگوییم "بی سواد"، "دم دستی"، "یارو" و... به نظرم اصلا در شان یک چهره انقلابی و ارزشی مانند آقای شریعتمداری نیست.

البته چون این مورد برای چندمین بار اتفاق افتاده، موضوع را در وبلاگ زهوار در رفته ام مطرح کردم.

همین گفت و شنود را می شد با رعایت ادب و اخلاق اسلامی نوشت بدون اینکه ذره ای از مزه و جذابیت آن کاسته شود.

ضمنا این کار علاوه بر اینکه از نظر اخلاقی و شرعی صحیح نیست، به لحاظ حرفه ای نیز مخاطب را مشمئز می کند و او را نسبت به رسانه مذکور بدبین و دل سرد می نماید.

نکته دیگر اینکه برای من سوال است که چرا آقای شریعتمداری اصرار دارد فقط به منتقدین، اپوزیسیون و دشمنان این نظام بپردازد؟ چرا ایشان به رویش های انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف که الا ماشاءالله زیاد هم هستند، نمی پردازد؟ فکر کنم توضیحات مبسوط  در این زمینه را آقای وحید جلیلی در مقاله "دشمن شناسان دوست فراموش" داده اند.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 14:16 | لینک  | 

همان گونه که از مجلسی با ریاست علی لاریجانی انتظار می رفت بیشتر وزرای حسن روحانی آن هم با آرائی بی سابقه رای آوردند و راهی وزارتخانه های خود شدند.

این در حالی است که در میان رای آورده ها تعدادی از افراد که درباره آنان مسائل امنیتی، اقتصادی و سیاسی متعددی مطرح است توانسته اند نظر مثبت بیشتر نمایندگان را جلب کنند و ضمنا وزرائی به مراتب متعهدتر و حتی متخصص تر در کابینه احمدی نژاد به هیچ وجه چنین آرائی را نتوانستند از آن خود کنند.

این سبک رای دادن و این طرز رفتار سیاسی مطمئنا مورد پسند مردم هم نیست و باید یک روزی متوقف شود و گرنه سرطان سیاسی کاری و لابی بازی نهایتا نظام را از پا خواهد انداخت.

به نظرم بایستی اسامی کسانی که به وزراء پیشنهادی روحانی آراء مثبت یا منفی داده اند منتشر شود تا با اتکاء آن مردم، نخبگان و گروههای مرجع سیاسی برای انتخاباتهای آینده بتوانند تصمیمات صحیح تری را اخذ کنند.

مثلا باید بررسی شود که کدامیک از مدعیان اصولگرایی در میان ۱۰۵ رای دهنده به میلی منفرد بوده است و یا ۱۵۹ رای دهنده به آخوندی، ۱۹۹ رای دهنده به نعمت زاده، ۱۶۶ رای دهنده به زنگنه، ۱۶۳ رای دهنده به عباد و...

نمی شود هم از اعتبار اصولگرایی ارتزاق کرد  و هم از آن سو این گونه ای رای داد، به طوری که شگفتی دوم خردادی ها هم برانگیخته شود!

نکته دیگر آنکه جبهه گفتمانی انقلاب اسلامی برای انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی نباید تعلل کند و از حالا برای شناسایی افراد نخبه، متعهد و مقبول باید اقدام نماید و این گونه نباشد که این جبهه در شب انتخابات از افراد ثبت نام کرده فردی را گزینش کنند و عاقبت هم در بیشتر حوزه ها یا کسی را معرفی نکند و یا اینکه به گزینه های نامقبول برسند.

آنچه واضح است این است که این مجلس باید عوض شود.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 9:41 | لینک  | 

این روزها خیلی از اصلاح طلبان در صددند تا پیروزی دکتر روحانی را ماحصل اعتبار بخشی هاشمی و خاتمی به او معرفی کنند و این گونه القاء نمایند که حسن روحانی ریزه خوار محبوبیت عمیق این دو می باشد.

اما هر کارشناس منصفی بطلان این ادعا را می پذیرد چرا که سال هاست دو فرد مزبور از هر کس که حمایت کرده اند او شکست خورده است. به خصوص اکبر هاشمی که از ۷۶ تا کنون مدام شکست خورده است و این هم مشخص بود که گزینه خاتمی به هیچ وجه حسن روحانی نبود.

اما این به آن معنا نیست که دکتر روحانی پیروزی اش را به خاطر پتانسیل ها و برنامه های خودش به دست آورد بلکه او این پیروزی را از صدقه سر کس دیگری دارد و او نه خاتمی است و نه هاشمی. او کسی نیست جز اسفندیار رحیم مشایی.

اعتراف می کنم که مشایی فرد بسیار قدرتمندی است چرا که توانست یکی از زیرکترین سیاستمداران تاریخ ایران را مسحور اعتقادات خودش کند و از این رهگذر یک گفتمان محبوب، مردمی و انقلابی را با مخ به زمین بکوباند و میلیونها هوادار این گفتمان را به شدت متفرق و سرخورده کند و آنان را افراطی نشان دهد و در مقابل گفتمانی غیر محبوب که حتی نتوانسته آراء و کادر جدیدی را برای خود باز تولید کند به مصدر امور بازگرداند.

پریروز وقتی فیلم سفرهای استانی احمدی نژاد در دولت "نهم" را می دیدم فهمیدم عجب فرد قدرتمندی بود این اسفندیار!

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 2:46 | لینک  | 

در  جریان تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری اخیر، بسیاری از طرفداران دکتر عارف و دکتر روحانی این گونه ادعا می کردند که تحریم ها به خاطر بی تدبیری های دولت احمدی نژاد در عرصه بین المللی اتفاق افتاده و اگر با سیاست تنش زدایانه با غرب برخورد کنیم، این تحریم ها که منشاء بسیاری از مشکلات اقتصادی کنونی کشور است، کم و کمتر خواهد شد.

در همان مقطع، بسیاری از دلسوزان، این هشدار را دادند که مشکل استکبار، مسئله هسته ای یا ادبیات احمدی نژاد نیست بلکه مشکل آنان "اصل نظام جمهوری اسلامی ایران" و "الهام بخشی آن به سایر کشورهای مستضعف جهان" است و مادامی که آنان این نظام را برنیندازند از پا نخواهند نشست.

این افراد بارها و بارها تاکید کردند که اگر ما همه مسائل هسته ای را هم تقدیم آنان کنیم، فردا بهانه دیگری را علم خواهند کرد و مجددا تحریم ها را ادامه خواهند داد و نشانه اش هم این بود که زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، بسیاری از بخشهای هسته ای کشورمان را تعلیق کردیم اما آنان نه تنها از فشارها نکاستند بلکه ایران را "محور شرارت" خواندند.

نکته دیگری که در این باره مکررا بر آن تاکید شد آن بود که اگر غرب، کوچکترین نشانه ای از عقب نشینی مردم یا مسئولان نظام را مشاهده کنند، بی تردید تحریم ها را افزایش خواهند داد چرا که وقتی فشار بر مردم اثر بگذارد دلیلی ندارد که فشار بیشتری وارد نکنند تا به همه خواسته هایشان برسند چرا که هدف غایی آنان سرنگونی این نظام است و برایشان احمدی نژاد و روحانی تفاوت نمی کند.

تقدیر آن بود که در اثر اشتباهات مکرر احمدی نژاد در این دو سال اخیر، روحانی رییس جمهور ایران شود و صاحب گفتمان "تنش زدایی و مذاکره با جهان" پیروز این میدان شود و این پالس به غرب ارسال شود که مردم ایران می خواهند تنش ها و سوء تفاهمها(؟)یی که ایجاد شده است را برطرف سازند و انتظار خیلی ها -علی الخصوص اصلاح طلبان- نیز این بود که غرب با این انتخاب، همراهی کند و دست از تحریم و تهدید و فشار بردارد.

بهترین فرصت برای این مسئله، عدم تصویب طرح جدید کنگره آمریکا در افزایش تحریم ها بود اما شوربختانه فعلا پیش بینی آن دلسوزان به واقعیت پیوسته و آمریکای جهانخوار با دهن کجی آشکار به رای مردم و انتخابات اخیر با رایی قاطع(۴۰۰ موافق در مقابل ۲۰ مخالف)، تحریمهای جدید را علیه ملت ایران وضع نمود؛ تحریم هایی که هدفش صفر کردن صادرات نفتی ایران است.

همه اینها نشان می دهد که پیش بینی آن بزرگوار صحیح است که گفته بود: آمریکا مثل آن جانوری می ماند که وقتی به او حمله می کنیم عقب می نشیند و وقتی از او فرار می کنی به طرفت حمله می کند و این یعنی آنکه تنها راه سربلندی این نظام و حتی بهبود معیشتی مردم و گذر از فشار دشمنان، فقط استقامت و پایداری در مقابل زورگویی زیاده خواهان است.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 2:52 | لینک  |